شادی را منتظر نگذارید

   اکثر ما شادمانی و خوشی خود را مشروط می کنیم به وجود یک موقعیت سخت و ایده آل و انگار خودمان را در یک فضای ناراحت تبعید می کنیم که تا رسیدن به ان ایده آل از شادمانی و خوشدلی عمیق در زندگی فاصله داشته باشیم.

   چند بار از دوستان خود شنیده اید: اگر من مرد ایده آل زندگی ام را پیدا کنم ، از آن به بعد خوشحال خواهم بود.

   با اگر خانه و ماشین می خریدم یا یک شغل پر درآمد داشتم، خوشحال و راضی می شدم و هیچ غمی نداشتم.

   اما خوشحالی را نمی شود منتظر گذاشت.شادکامی احساس رضایت از خودتان ؛ جایی که در آن هستید و مکانی که می خواهید بروید است. در مورد هیچ کس جز خود شما نیست و هیچ نیازی به تایید و اجازه دیگران هم ندارد. شادی یکی از معدود مواردی است که شما می توانید کنترلی کامل و همه جانبه روی آن داشته باشید. البته شاید رسیدن به شادکامی تاحدودی مشکل به نظر برسد؛ اما به هر حال هیچ کس جز خودتان نمی تواند در این خصوص کاری انجام دهد.

کشف شادکامی

   باید سعی کنید تا طرز فکر خود را تغییر دهید.

   این کار باعث خواهد شد که از زندگی خود رضایت بیشتری داشته باشید.

   شما بای شاد زیستن به شخص دیگری نیاز ندارید. ولی متاسفانه اکثر افراد  به این مساله اعتقاد دارند . آیا اگر کسی که خیلی خاص و استثنایی است ، تمام وقت خود را با شما صرف کند و همیشه با شما باشد، آنگاه خوشحال و سعادتمند می شوید؟او چه کسی می تواند باشد.هیچ کس بهتر از دیگری نیست؛ البته از این قسمت نباید برداشت نادرست کنید. ازدواج با یک مرد ایده آل، تجربه ای است که در شما تاثیر مثبت می گذارد و هر چه برای ان تلاش کنید ، ارزش  دارد.اما اگر شما صرفاً به دنبال مردی هستید که خلائ موجود در زندگی شما را پر کند ، کاری است غیر ممکن که در آخر هم شما احساس نا امیدی کرده و به پوچی خواهید رسید.

آنچه خود داشت زبیگانه تمنا می کرد

   اگر تصور می کنید با ازدواج همه چیز درست می شود، باید گفت یکی از بزرگترین اشتباهات همین است؛ اما فکری است که در هر لحظه به ذهن تعداد بسیار زیادی از خانم ها خطور می کند. اگر این چنین بود تمام مشکلات با ازدواج حل می شد؛ اما خود می دانید که چنین نیست. همسر شما یا همسر آینده تان جزو خدایان  افسانه ای نیستند که یک چوب جادویی به دست داشته باشند و تمتم مشکلات شما را ناپدید کنند. شاید فریادهای شادی شب عروسی، کمی شما را اغفال کند؛ اما تنها برای زمان کوتاهی دوام دارند، هنگامی که به زندگی مشترک قدم بگذارید، حقیقت در انتظار شما نشسته است.

   واقعیت این است که هیچ مردی حال هرچه قدر هم که کامل و جذاب باشد، به تنهایی قادر به خوشحال کردن شما نیست.شادکامی یک امر فردی است.فقط شما و لحظات زندگیتان هستید که آن را می سازید.این که چه تصوری از خود در ذهنتان دارید، با چه افرادی معاشرت می کنید و نظرتان در مورد شغل و جایگاه شخصیتان در جامعه چیست، همه و همه از مواردی هستند که تاثیر بسزایی روی خوشحالی شما دارند و هیچ مردی هم نمی تواند چنین چیزهایی را برای شما فراهم آورد و این خبر بسیار خوبی است؛ زیرا دیگر لازم نیست که شما به انتظار کسی بنشینید.از همین حالا می توانید تلاش برای شاد زیستن را شروع کنید.

به سوی شاد زیستن

   شاید وقت آن رسیده است که چیزهایی را که در زندگی باعث رنجش خاطرتان می شود، تشخیص دهید؛ اما اول باید خودتان را دوست بدارید.

   یکی از عوامل کلیدی برای دستیابی به خوشحالی، یافتن صلح و آرامش در درون خودتان است. اگر نظر مثبتی در مورد خودتان داشته باشید ، آمادگی بیشتری را برای رویارویی با مشکلات زندگی پیدا می کنید. اگر شما از اعتماد به نفس پایینی بر خوردار هستید( و خیلی از ما این طور هستیم ) اولین چیزی که باید بدانید این است که زندگی خود را بر اساس تقلیدهای کورکورانه از دیگران شکل ندهید. با اعتماد به نفس کامل، خود را دوست داشته باشید و از کاری که انجام می دهید، لذت ببرید.اگر شما برای ایجاد تصویر ذهنی شریک زندگی خود، پدر، مادر و یا کارفرمای خود استفاده می کنید، با این کار قدرت بسیار زیادی را در دستان دیگران قرار می دهید.

   برای خود ارزش قائل باشید تا دیگران نیز به شما احترام بگذارند.

   شمت نیز برای رسیدن به اعتماد به نفس، راه طولانی را در پیش دارید و ممکن است زخمهای قدیمی، سفر شما را غیر ممکن سازند.وقتی در مکانی قرار بگیرید که خود را دوست بدارید و برای خود ارزش قائل شوید، در موقعیت فوق العاده ای قرار دارید که رسیدن به موفقیت فردی و یا اجتماعی در آن حتمی است. شما از این طریق آمادگی لازم برای انتخلب شریک مناسب را پیدا می کنید و به نوبه خود نیز می توانید شریک زندگی بهتری باشید. تنها شخصی که می تواند آینده تان را تضمین کند، خود شما هستید.

  
نویسنده : loranza ; ساعت ۱۱:٢٢ ‎ق.ظ روز پنجشنبه ٢۸ تیر ،۱۳۸٦

 

دو حرفی جادویی

   در این پست می خواهم برایتان از کلمه دو حرفی جادویی بگویم که بسیاری از مشکلاتتان را حل می کند؛ کلمه ای که ما بیش از همه برای خانواده استفاده می کنیم، درحالی که در بسیاری از مواقع لازم است آن را خرج دوستان کنیم تا بسیاری از مسائل حل شود؛ این کلمه " نه " است.

   برخی اوقات برای شما پیش آمده که در مقابل خواسته دیگران ، بر خلاف میل باطنی جواب مثبت داده و در خواست او را قبول کرده اید. ممکن است جواب منفی دادن سخت به نظر برسد؛ ولی چند راه مفید برای رهایی شما از این موقعیت وجود دارد.

   به یاد داشته باشید که اگر بخواهید کسی را از سر خود باز کنید، ممکن است مجبور باشید بهانه ای بتراشید که شنیدن " نه " قابل تحمل تر شود. گاهی اوقات نیز باید رو دربایستی را کنار گذاشت و با صراحت جواب منفی داد؛ چون در غیر این صورت ممکن است از کار خود پشیمان و مدتها از عواقب آن دچار مشکل و دردسر شوید. سعی کنید قدرت " نه " گفتن را در خود تقویت کنید؛ البته طوری که باعث کدورت نشود.

   گاهی اوقات بعد از ازدواج، دوستان مجرد دوست دارند همان روابط خصوصی و گسترده را با شما ادامه دهند، در حالی که حاله گستره روابط شما از خانواده خودتان پیش رفته و به مناسبات فامیلی با اقوام همسرتان گسترش یافته. اگر قرار یرون رفتن با همسرتان یا سرزدن به اقوام او را در اولویت دوم قرار دهید، باید منتظر دعواهای طولانی باشید. بهتر است به جای همسرتان، به دوستانتان بگویید که ناچارید وقت بیشتری را به خانواده اختصاص دهید و مثل سابق وقت ندارید. اگر دوستی هنوز به این نوع روابط اصرار می کند، به او بفهمانید که دوست صمیمی بودن نیازمند داشتن وقت زیاد و از خود گذشتگی است و شما به دلیل کمی وقت نمی توانید از عهده اش بر آیید.وارد شدن شخصی به عنوان یک دوست صمیمی به زندگی، بار ی به مسوولیت های فراوان شما اضافه می کند و شما آنقد گرفتار هستید که نمی توانید آن را قبول کنید.

   مورد دیگر زمانی است که دوستی که می دانید دارای سوابق سوء و بد حسای های بانکی است، به سراغ شما آمده و در خواست می کند که به افتتاح حساب یا کار، ضامن او شوید.برای رهایی  از دست او بگویید: حساب بانکی خودم هم اعتبار ندارد. وقتی پرونده شما در بانک وضعیت مناسبی نداشته باشد، چگونه می توانید ضامن کس دیگری شوید؟ یا اینکه قبلاً شخص دیگری این درخواست را نموده و نمی توانید برای چند نفر این کار را انجام دهید.

   یکی از موارد متداول عدم توانایی شما در گفتن " نه " ، زمانی است که دوستتان از شما تقاضای پول به عنوان قرض می کند و شما و همسرتان قبلاً برای آن پول نقشه کشیده اید و این کار ممکن است موجب اختلاف شود. بهانه ای را که می خواهید به همسرتان بگویید، به دوستتان بگویید و هیچ وقت دوستان را به خانواده ترجیح ندهید؛ البته قرض دادن پول برای رفع نیاز افراد، کار پسندیده ای است، به شرط آن که پرداخت آن پول باعث نیازمند شدن شما نشود.برای رهایی از دست او بگویید که برایتان گرفتاری پیش آمده و خود شما به این پول نیاز دارید و تازه این پول، جواب مشکل را نمی دهد.از او بخواهید اگر کسی را سراغ دارد به شما معرفی کند تا کم پول قرض نمایید. در یک دنیای ایده آل، بهترین روش برای نپذیرفتن تقاضای کسی ، گفتن " نه " بدون عذرخواهی و آوردن دلیل به اوست.با این حال، گاهی اوقات " نه " گفتن به دوستان نزدیک مشکل به نظر می رسد.

  
نویسنده : loranza ; ساعت ٦:٢۳ ‎ب.ظ روز چهارشنبه ۱۳ تیر ،۱۳۸٦

 

راز جوان ماندن

   می خواهید جوان بمانید؟پس توصیه های زیر را بدون مقدمه به کار ببندید.

   - اعداد غیر ضروری را از زندگیتان دور بریزید.اعدادی مثل سن، وزن ، و قد.بگذارید پزشکان نگران این اعداد باشند، به همین دلیل است که به آنها پول می دهید؟!

   - فقط دوستان شاد و بانشاط را برای خود نگه دارید.بد اخلاق ها و اخمو ها شما را خراب می کنند.( اگر شما یکی از آن بد اخلاق ها  و اخمو هایید حتماً این نکته را به یاد داشته باشید!)

   - همیشه مشغول یاد گیری باشید: بیشتر در مورد کامپیوتر، باغبانی و هنر و غیره بیاموزسد. هیچ گاه نگذارید مغزتان بی کار بماند. "مغز بیکار جایگاه شیطان است." و این شیطان " آلزایمر " نام دارد.

   - از چیزهای ساده لذت ببرید.

   - اغلب با صدای بلند و طولانی بخندید. تا زمانی که نفستان بند بیاید!و اگر دوستانی دارید که شما را می خندانند، وقت بیشتری را با آنها بگذرانید.

   - اشکها جاری می شوند .صبر داشته باشید، غم ها آهسته آهسته می روند.تنها شخصی که تمام زندگی با ماست، خودمان هستیم. تا زمانی که زنده هستید، زندگی کنید.

   - اطراف خود را با چیز هایی که دوست دارید پر کنید. این چیز ها هرچه می تواند باشد از اعضای خانواده تا پرندگان خانگی، موسیقی، گیاهان ، سرگرمی ها، ... خانه شما پناهگاه شماست.

   - برای سلامتی خود ارزش قائل شوید. اگر سلامت هستید، مراقب باشید که بیمار نشوید. اگر بیمار هستید، کاری برای بهبودی خود انجام دهید. اگر برای بهبودی کاری از دست شما بر نمی آید، از دیگران کمک بخواهید.

   - زیاد سفر کنید ، حتی اگر این سفر بازدید از بازاری در حومه شهرتان باشد.

   - در هر فرصتی به افرادی که دوستشان دارید بگویید که آنها را دوست دارید.

  
نویسنده : loranza ; ساعت ۱۱:٥٦ ‎ق.ظ روز شنبه ۱٩ خرداد ،۱۳۸٦

 

ارتباط طرز خوابیدن با شخصیت اجتماعی

   افرادی که خودشان را خم کرده و مانند دوران جنین به خواب می روند افرادی هستند که از بیرون سرسخت اما قلباً انسان های ملایمی بوده و دارای رو بسیار لطیفی هستند. شاید در نگاه اول از کسی که او را به تازگی ملاقات کرده اند ، خجالت بکشند اما دیری نخواهد گذشت که خجالتشان می ریزد و آرام می شوند. این مورد یکی از شایع ترین حالات خوابیدن است.

   خوابیدن به پهلو در حالی که دستها پایین و در کنار پهلو قرار دارد. این افراد به سرعت با دیگران ارتباط بر قرار می کنند و ار روابط اجتماعی بالایی بر خوردارند. به راحتی به غریبه ها اعتماد می کنند و دوست دارند همیشه در جمعهای بزرگ شرکت کنند. البته این امکان وجود دارد که اندکی زودتر از سایرین گول بخورند.

   افرادی که به پهلو می خوابند در حالی که دستهایشان به سمت خارج و جلو است دارای طبع بازی هستند، اما در عین حال می توانند شکاک، غرغرو و عیب جو نیز باشند. در تصمیم گیری قدری تعلل به خرج می دهند، اما زمانی که تصمیم به انام کاری می گیرند ، هیچ چیز نمی تواند آنهارا وادار به تغییر نظرشان کند. خوابیدن به پشت در حالی که دستها به صورت صاف به پهلوهل چسبیده باشد. افرادی که به این حالت می خوابند معمولاً ساکت و خوددار هستند.   
نویسنده : loranza ; ساعت ۱٢:۱٦ ‎ب.ظ روز شنبه ۱٢ خرداد ،۱۳۸٦

 

بزرگترین حامی زندگی من

   عزت نفس به معنای اعتماد به توانایی خود در اندیشیدن و اعتماد به حق خود برای شاد بودن است. میزان عزت نفس ما بر روی تمام جنبه های وجودی ما اثر می گذارد. طرز کارمان در محیط کار، بر خوردمان با مردم، اندازه پیشرفت و ترقی، میزان موفقیت و نیز در قلمرو شخصی این که ممکن است دل به چگونه شخصی ببندیم، چگونه با همسرمان ارتباط بر قرار کنیم، چگونه با فرزندان و دوستانمان رفتار کنیم و به چه سطحی از خوشبختی و سعادت خواهیم رسید. عزت نفس سالم با رفتار عقلانی ، واقع گرایی، توانایی قبول تغییر، تمایل به اذعان اشتباهات و اصلاح آنها، در ارتباط مستقیم است. اما عزت نفس کم، با رفتار غیر عقلانی، بی توجهی به واقعیتها، نداشتن انعطاف و ترس از دشمنی با دیگران رابطه دارد. کاربرد عزت نفس برای بقا، سازگاری و موفقیت شخص کاملاً مهم است. عزت نفس زیاد وسیله ای در خدمت دستیابی به هدف است. رسیدن به هدف نیز از سوی دیگر به میزان عزت نفس می افزاید. نداشتن عزت نفس به ایمنی آنچه آشنا و تغییر نکردنی است، بستگی دارد. و اگر به آنچه آشنا و دیرینه ست دل ببندیم و از چیزهای نو اجتناب کنیم، بر کمی عزت نفس خود می افزاییم هرچه عزت نفس ما محکم تر و بیشتر باشد، برای برخورد با مشکلاتی که در زندگی خصوصی و در کار و شغلمان بروز می کند، آمادگی بیشتری داریم. سریع تر می توانیم در پی هر شکست و سقوط روی پایمان بایستیم و نیروی بیشتری برای از نو شروع کردن داریم. هرچه عزت نفسمان بیشتر باشد، بلند پروازتر می شویم اما هرچه عزت نفس کمتر باشد، میل و امید و آرزویمان نقصان می گیرد و احتمال موفقیتمان کاهش می یابد. هرچه عزت نفس ما بیشتر باشد، میل ابراز وجود بیشتر می شود و غنای وجودمان را بیشتر به نمایش می گذارد و هرچه عزت نفسمان کمتر باشد، میل بیشتری به اثبات خود داریم. با عزت نفس بالا به این نتیجه می رسیم که افکاری اندیشمند داریم و به همین علت از آشکار شدن هراسی به دل راه نمی دهیم . هرچه عزت نفس ما کمتر باشد ، ارتباطمان تیره تر می شود .زیرا به اندیشه و احساس خود مطمئن نیستیم و از واکنش خود می ترسیم.هرچه عزت نفس ما بیشتر باشد، با اشخاص روابط سالم تری برقرار میکنیم.علتش این است که همانند ها یکدیگر را جذب می کنند.نشاط و میل به معاشرت با دیگران بیشتر مورد توجه کسانی است که از عزت نفس زیاد بر خوردارند، قرار می گیرد. از همه این ها که بگذریم احترام گذاشتن به خود ، مقدمه و شرط لازم احترام گذاشتن به دیگران است. با داشتن عزت نفس خوب و سالم، بد خواه دیگران نمی شویم. ترس از مورد بی اعتنایی واقع شدن پیدا نمی کنیم. نگران تحقیر و خیانت نمی شویم. بر خلاف باورهای رایج ، واقعیت این است که اشخاصی که به احساس خود ارزشمندی رسیده اند با مهربانی، سخاوت و تعاون اجتماعی بیشتر با دیگران برخورد می کنند. به خاطر داشته باشیم عزت نفس بالا بهترین نشانه سعادت شخص است. در نتیجه به سادگی می توان گفت که عزت نفس کم حتماً با ناخشنودی و بدبختی همراه است.   
نویسنده : loranza ; ساعت ٦:٢۸ ‎ب.ظ روز یکشنبه ٦ خرداد ،۱۳۸٦

 

رمز آرامش در 60 گام

-         فهرستی از موفقیتهایی را که تاکنون نصیبتان شده تهیه کنید.

-         هر چند وقت یک بار به میان طبیعت بروید و در محیطی سبز و سرشار

از آرامش قدم بزنید.

   - وان حمام را پر ازآب گرم و صابون کنید در داخل وان بنشینید و تمام تنش ها را با تنفس عمیق و استراحت از خود دور کنید.

   - هر روز به جمله های زیر و جملاتی از این قبیل فکر کنید:

   تا زمانی که خودتان نخواهید ، هیچ کس نمی تواند تحقیرتان کند.

   خواه فکر کنید کاری را می توانید انجام دهید، خواه فکر کنید که از انجام کاری ناتوان هستید همیشه حق باشماست.

   عشق از آن جهت در ما ه ودیعه گذاشته شده که آن را به دیگران ببخشیم.

   هر کاری را که دوست داری انجام بده، پول خود به دنبال آن می آید.

   به دنبال رستگاری و سعادت خود باش.

   از صمیم قلب خودت را دوست داشته باش.

-   در تعطیلات آخر هفته، فقط به تفریح و استراحت بپردازید.

-   تلاش کنید همیشه مثبت بیاندیشید.

-   به خاطر داشته باشید که هرگاه در کاری سرگردان می مانید، در حال آموختن نتهای جدید هستید. تا آنجا که لازم است خودتان را به مبارزه بطلبید، نه بیش از اندازه.

-   در هفته یک شب تلویزیون خود را خاموش نگه دارید تا مغزتان استراحت کند.

-   در روز عشق و مناسبتهای شاد برای خودتان کارت تبریک بخرید.

-   هر چند وقت یک بار به یک مکان مقدس بروید و با خدا راز و نیاز کنید.

-   هر چند وقت یک بار بیرون از خانه غذا بخورید.

-   با کسی مه از صمیم قلب دوستش دارید تلفنی صحبت کنید.

-   خود را در آینه نگاه کنید و از دیدن زیبایی هایتان لذت ببرید و خدا را به خاطر این نعمت شکر گزار باشید.

-   اهداف خود را بنویسید و با آنها زندگی کنید.

-   در هدف گذاری واقع بین باشید.

-   وسواس را از زندگی خود حذف کنید و در این صورت هچ کاری نمی توانید انجام دهید.

-   برای خود تعهد مشخص کنید و به ان وفادار باشید و تا می توانید برای آن حرکت و تلاش کنید ولو که نتیجه دلخواه شما نباشد.

-   همیشه لبخند بزنید.

-   تاخیر در انجام کاری بهتر از انجام ندادن آن است.

-   هنر سوال کردن را بیاموزید.

-   برای خودتان یک مشاور برگزینید و از راهنمایی های او استفاده کنید.

-   شرقی ها اعتقاد دارند که آب جاری منبع انرژی های مثبت است و ضروری در زندگی است.پس هر چند روز یک بار زیر دوش بروید و بگذارید جریان آب تمام عضلات را ماساژ دهد.

-   10 بار نفس عمیق بکشید.

-   هنگام راه رفتن و نشستن سرتان را بالا نگه دارید و قوز نکنید.

-   گاهی اوقات تند تند راه بروید.

-   وقتی در کاری موفق می شوید، با خریدن یک هدیه برای خودتان موفقیتتان را جشن بگیرید.

-   برای خودتان گل بخرید.

-   هروقت احساس تنش کردید، به موسیقی مورد علاقه تان گوش دهید.

-   تکرار عبارات تاکیدی را فراموش نکنید، برخی از این عبارات در زیر آمده است:

   هر روز هز قدمی که بر می دارم بهتر و بهتر می شوم.

   من این وضعیت را به عشق اللهی می رسانم و به بهبود آن اعتقاد کامل دارم.

   نعمتهای کائنات بی شمار هستند از این رو همواره احساس وفور نعمت کرده و می دانم به تمام خواسته های بر حق خود می رسم.

   کسانی را که در حقم بدی کرده اند می بخشم و آزاد می شوم.

   من مسوول تمام اتفاقاتی که برایم می افتد هستم.

   من آرام هستم و می گذارم تا همه اتفاقات خوب و شگفت انگیز برایم رخ دهد.

   امروز، کنترل زندگی خود را در دست می گیرم.

   اهمیت ندارد که چه اتفاقی رخ می دهد نور درونم ار من حمایت می کند.

   من عاشق زندگی هستم و زندگی نیز عشقش را نثار من خواهد کرد.

   با هر دم و باز دم خدا را شکر می کنم.

-         به هر آهنگی ه دوست دارید گوش دهید و با ان برقصید.

-         قدر نعمت سلامتی خود را بدانید.

-         هنر نه گفتن را بیاموزید.

-         هنگامی که کودکان بازی می کنند در آنها دقیق شوید.

-         آمدن بهار را جشن بگیرید.

-         کارهایی را که باید در طول روز انجام دهید مرور کنید.

-         هر روز به بازنگری کارهای همان روز بپردازید.

-         از کسانی که شما را مورد ستایش قرار می دهند ، تشکر کنید.

-         خودتان را مورد تحسین و ستایش قرار دهید.

-         سعی کنید روزهای تعطیل کمی بیشتر استراحت کنید و بخوابید.

-         گاهی اوقات تنها ماندن را تجربه کنید.

-         حیوانات هلی و دست آموز را نوازش کنید.

-         باغچه کوچکی برای خود درست کنیدو هر چه دوست دارید در آن بکارید.

-         به یک دوست قدیمی زنگ بزنید.

-         به پارک بروید و چرخی بزنید و گلها را بو کنید.

-         زمانی که زیر دوش میروید، آواز بخوانید.

-         سالی دو مرتبه خون بدهید.

-         نامه ای بنویسید و در آن از خود انتقاد کنید.

-         هر روز چند واژه جدید بیاموزید.

-         شکرگزار باشید.

-         هر از گاهی به گورستان بروید این کار باعث می شود که دید شما نسبت به زندگی عوض شود و زیستن در عالم جاودان را بیاموزید.

-         مدتی از وقت خود را به کتابخانه بروید و کتاب بخوانید.

-         یک روز در هفته گیاه خواری کنید.

-         قبول کنید که انسان جایزالخطاست.

-         یک مهارت جدید بیاموزید.

-         به اطرافیان اثبات کنید که برایشان ارزش قائل هستید.برای بهبود وضعیت خود تلاش کنید.

-         توجه داشته باشید که چه زمانی باید در نگرشها تغییر ایجاد کنید.

  
نویسنده : loranza ; ساعت ٦:۱۱ ‎ب.ظ روز یکشنبه ۳٠ اردیبهشت ،۱۳۸٦

 

5 نکته طلایی برای افزایش اعتماد به نفس زنان

   1- خودتان رابدون اتکا به شواهد و مدارک خاصی باور کنید و فقط به این دلیل که تجربه کافی و کاملی در زمینه اداره  یک شرکت کامپیوتری یا مدیرت مدرسه یا اداره ای را به عهده نداشته اید دست کم نگیرید. چرا که این نمی تواند یه معنای آن باشد که اگر چنین وظیفه های به شما محول نشود نمی توانید از پس آن برآیید.معمولاً مردها به دلیل این که خود را قادر به فعالیت در عرصه های مدیریتی می دانند ، بیشتر بر اساس همین تفکر رایج و احتمالات است که ترفیع مقام می گیرند ، اما زنان بیشتر بر اساس عملکردهای موفق و مهارتشان است که ترفیع مقام می گیرند.

   2- فوراً تمام اشتباهاتی را که مرتکب می شوید فراموش کنید و مدام خود را به خاطر آن سرزنش نکنید.بیشتر خانمها مدام اشتباهی را که مرتکب شده اند در ذهن خود مرور می کنند و خود را سرزنش می کنند.

   برخی روانشناسان و نویسندگان معروف بر این عقیده اند که بیشتر مردها هیچ وقت خود را به این طریق به خاطر اشتباهی که کرده اند ، زجر و شکجه نمی دهند و این به واسطه تجربیاتی است که آنها در ورزشهای رقابتی و گروهی یاد گرفته اند و البته چنین خصیصه ای تا حدی در ذاتشان نیز وجوددارد. ولی اغلب زنان معمولاً در بازیهای گروهی یا رقابتی اگر خطایی کنند مثلاً پرتاب یک گل در بازی بسکتبال را از دست دهند، مدام در ذهن خود این اشتباه را مرور می کنند ، به گونه ای که ممکن است ادامه بازی را هم خراب کنند. از این به بعد سعی کنید پس از انجام اشتباهی یک نفس عمیق بکشید و توپ را برداشته و دوباره به سمت گل حرکت کنید.

   3- مخالفت و جوابهای منفی را نادیده بگیرید.وقتی نوبت به بی اعتنایی ، ناکامی و عدم پذیرش می رسد، تحقیقات نشان داده است که بیشتر مردها به این جوابهای منفی بی اعتنا هستند.مثلاً می بینند که اکثر مردها چندین بار به خواستگاری می روند و جواب منفی می گیرند، اما باز هم بی اعتنا به جواب منفی ای که گرفته اند، امیدوارانه ادامه می دهند. اما اگر یک زن از مردی خواستگاری کند و یا در یک رابطه عاطفی دچار شکست شود و جواب منفی بشنود، به سختی می تواند آن را فراموش کند.بنابراین  اگر تجربه و طاقت شنیدن و نادیده گرفتن مخالفت و جواب منفی را نداشته باشید، بهتر است تا آنجایی که می توانید خود را در مسائل احساسی وارد نکنید.

   البته پس از این که چندین بار با مخالفت و جواب منفی مواجه شدید ، دیگر شاید بتوانید آن را نادیده بگیرید.

   4- معذرت خواهی را متوقف کنید؛ روانشناسان می گویند که زنان برای همه چیز معذرت خواهی می کنند و این مشکل بسیار رایج است که در مواقع غیر ضروری باید حذف شود. یعنی در مواقعی که حق با شماست و دلیلی برای عذر خواهی نیست این کار را انجام ندهید.

   5- هر آنچه که حق تان است و استحقاق آن را دارید، بگیرید! آیا تا به حال دیده اید بیشتر پسرهایی که تمام روز را در بیرون ار خانه به بازی و تفریح می پردازند و یا خانه را در طول روز به هم می ریزند، اصلاً احساس گناه نمی کنند و این را حق خود می دانند و یا زمانی که یک مرد علی رغم حقوق خوب تقاضای افزایش حقوق می کند، اصلاً احساس طمع نمی کند و آن را حق خود می داند . در محیط کار هم همین طور است ، این رئیس شماست که باید به شما بگوید که چقدر ارزشمندید و ارزش کاری شما چقدر زیاد است و حق شما حقوق بیشتری است ، بلکه این خود شما و کار شماست که این حق را ثابت می کند و باید حق خود را بگیرد.

 

  
نویسنده : loranza ; ساعت ۱۱:٤٩ ‎ق.ظ روز دوشنبه ٢٤ اردیبهشت ،۱۳۸٦

 

مشكلات زندگي افراد درون گرا

   ما در زندگي مشترك به همسر خود وابسته مي شويم زيرا نقش شريك و دوست دائمي در زندگي غير قابل انكار است. اما گاهي اوقات اين وابستگي از حد خارج مي شود.

   برخي افراد بيش از هر چيز به كار و شغل خود اهميت مي دهند. دستاوردهاي شغلي آنان بيش از هر چيز ديگري برايشان اهميت دارد . چنين افرادي در تشكيل زندگي مشترك و ازدواج هرگز بسيار وابسته و درگير روابط نخواهند شد و مشكلات و بعضاً شكست در زندگي زناشويي تيز آنها را از پاي در نخواهد آورد.

   گروه دوم افرادي هستند كه دوستان بسياري دارند و در روابط اجتماعي بسيار موفق هستند.

   در تمام گردهمايي ها و جشن ها و مهماني ها شركت مي كنند و همواره دورشان شلوغ است.

   چنين افرادي قطعاً براي رسيدن به خوشبختي وابسته به ازدواج و شريك زندگي خود نيستند و در برخي موارد براي حضور در جمع دوستان حتي منتظر همسرشان نمي مانند.

   طرز فكر و نگرش آنها در اين موارد متفاوت است . حالا مي رسيم به افراد درون گرا و گروهي كه تمايل دارند بسياري از اوقات فقط در جمع خانوادگي باشند. آنها بيشتر وقت خود را با اعضاي خانواده و در خلوت مي گذرانند. چنين افرادي در زندگي مشترك بسيار وابسته خواهند بود و مشكلات زناشويي و جدايي و حتي مرگ همسر، آنها را از پاي در خواهد آورد.

  
نویسنده : loranza ; ساعت ٥:٥۸ ‎ب.ظ روز یکشنبه ۱٦ اردیبهشت ،۱۳۸٦

 

من چگونه آدمی هستم؟

   خیلی از انسانهای موفق و مشهور مهارتهای ناشی از اعتماد به نفس ر امبنای کار خود قرار داده و موفقیت مطلقشان گواهی بر این مدعاست.

   دو کلید اصلی وجود دارد که باعث می شود احساس خوبی در مورد خودمان پیدا کنیم.خود شناسی و خود دوستی( حب نفس ).

اهمیت خود شناسی

   اگر فکر می کنید زمانی را که برای خود شناسی صرف می کنید، بیهوده از دست می دهید، بهتر است به آنچه که از آن به دست می آورید فکر کنید، البته اول باید خوتان و استعداد های بالقوه خود رت بشناسید. با این کار چند فایده نصیب ما می شود.

   در خومان گنترل بیشتری احساس می کنیم :ما قادر هستیم راحت باشیم و کمتر خودمان را آماده دریافت ضربات ناخوشایند کنیم، مثلاً؛ با خودمان می گوییم: ((اِ از خودم تعجب می کنم ، اصلاً فکرش را نمی کردم که اینقدر ترسو ، وحشت زده و ضعیف باشم)).

   از وقتهایمان استفاده بهینه می کنیم: مثلً می توانیم برای انجام کارهایی که در آنها تبحر داریم وقت بیشتری صرف کرده و یا بیاموزیم تا موارد ضعف خود را تقویت نموده و هدف هایی واقعی برای خودمان ترسیم کنیم. آیا تابحال از خود پرسیده اید: ((من چه نوع آدمی هستم؟))

   وقتی که از مردم خواسته می شود تا خودشان را توصیف کند بیشتر در مورد نقشی که در زندگی ایفا می کنند مثلاً یک معلم یک مادر، یم تنیس باز، یک کدبانو و... صحبت می نند.

   اما یک راه مناسب برای خود شناسی ، تجزیه و تحلیل این مطلی است که وقتی نقش های شخصی را در زندگی روز مره خود بازی می کنیم، چه احساسی داریم و چطور فکر می کنیم؟

تمرین های ضروری و لازم در این مرحله

   نزد خودتان دو یا سه نقش اصلی را که اخیراً در زندگی به عهده داشته اید ذکر کرده و مثال های صحیحی از رفتار و احساساتتان بیان کنید.

   موضوعات مشترکی را که در بین این نقشها وجود داشته است فهرست بندی کنید.

   این فهرستها را ارزش بندی کیرده و نمره بدهید، چرا که شما ناچارید از بین ارزشها یکی را برگزینید و جزو تصمیم های روزانه قرار دهید.

   دو نفر را پیدا کنید که در زندگی شما مهم هستند و فکر کنید که آنها چگونه به این ارزش های شما نمره خواهند داد؟و بالاخره کدام یک از ارزشها مقدم تر است.

   علامت مخصوصی در کنار ارزش هایی که ب یچون و چرا آنها را قبول دلرید بگذارید.

   ( صداقت، وفاداری، خد کامروایی، استقلال، مراقبت متقابل، انضباط شخصی)

نقاط ضعف و قدرت را در خود شناسایی کنید

   افراد دارای اعتماد به نفس از نقاط قوت و ضعف خویش مطلع هستند و اصلاً از اینکه دیگران نسبت به نقاط ضعف و قدرت آنها اطلاعاتی پیدا کنند ناراحت نمی شوند.

   ولی اکثر افرادی که دارای اعتماد به نفس پایین هستند ، انتظارات غیر ممکنی از خود دارند.آنها اکثراً در هر موردی ار خودشان انتظار دارند که بهترین باشند و از این که نمی توانند به کمال مطلوب برسند احساس گناه می کنند.

چگونه شخصیت خود را درک کنیم؟

   با بالا رفتن خودشناسیف تصویری که از خود داریم به صورت قابل ملاحظه ای عمیق تر و پیچیده تر می شود ، این که بفهمیم چگونه و از کجا باید تغییر را آغاز کنیم کار مشکلی است.

   ببینیم که چگونه می توانیم با کمک گرفتن از ارتباط متقابل رابطه بهتری را با دیگران بر قرار کنیم.

   هنگامی که مردم به خوبی با هم ارتباط برقرار می کنند، غالباً گفته می شود که آنها طول موج یکسانی دارند. این بدان جهت است که آنها (( مکملی)) دارند که کمکشان می کند.این مکمل یا تبادل را تبادل موازی هم می توان نامید.اما وقتی که مردم منظور همدیگر را نمی فهمند گفته می شود که آنها منظور هم را نمی فهند و به سختی با هم ارتباط برقرار می کنند یا گفته می شود منظور هم را اشتباه متوجه می شوند. در این مواقع باید گفت : مردم مکمل هم نیستند وبه همین چهت این تبادل ، تبادل متضاد است.برای بهبود بخشیدن ارتباط خود با دیگران باید به راحتی و با بکار گیری زبانی مناسب، حالات مختلف (( من )) را که در خدمان موجود است انتقال دهیم.

   وقتی که مردم برای اولین بار شروع به انجام یک کار می کنند ، به محض این که می فهمند بنا و پایه کارشان در هم و بی اساس است دچار نگرانی و سردر گمی می شوند و دلیلش هم این ایت که آنها یه طور نا خود آگاه معجونی در هم، از ارزش ها را از پدرو مادر، معلمان ، رهبران دینی، سیاستمداران ، روسا، همسر، دوستان و اشخاص برجسته زندگیشان گرفته اند.

   این ارزش ها هم در اکثر اوقات با هم ضدیت دارند و همه ما کم و بیش اثرات تضعیف کننده این نوع جنگ های درونی و پایان ناپذیر را تجربه کرده ایم.مثلاً با خود مب اندیشیم: (( فکر می کنم واقعاً نباید چیزی به او بگویم ولی می دانم که بهتر است بگویم.اما شاید هم اگر بگویم، او تصور کند که من احمق هستم.اما اگر نگویم او فکر می کند که نادان هستم و ...!))

   وقتی خودمان را درگیر این افکار می بینیم، باید یدانیم که تحت تاثیر ترس قرار داریم. ترسی که تقریباً و حتماً ریشه ای در هراس و ترد شدن دارد.

   بهایی که باید برابر یک سیستم ارزشی بپردازیم این است که امکان دارد، بعضی از مزدم عقاید و رفتارهای ما را دوست نداشته باشند و دلشان نخواهد با ما همراه باشند و این یک واقعیت است. انچه که ترسناک است این است که هیچ کس نمی خاهد ما را بشناسد. مثلاً یکی از این ارزشها این است: (( اگر می خواهیم واقعاً اعتماد به نفس داشته باشیم باید این عادت را که همیشه می خواهیم دیگران را از خود راضی نگه داریم از بین ببریم.))در اینجا به عمد از واژه(( عادت)) استفاده شده است، چرا که باید به خاطر داشت که این رفتار اکتسابی است پس می تواند آموخته هم نشود.این رفتار احتمال درد در دوران کودکی و سنینی که ما آنقدر کوچک بودیم و نمی توانستیم چیزی را رد کنیم آموخته شده باشد. یعنی درست زمانی که ما نیازمند آن بودیم به گونه ای باشیم که مورد رضایت و خواست والدین و معلم هایمان باشیم! آنها با پاداش هایی که به ما می دادند مارا به یادگیری کار وادار می کردند.

  
نویسنده : loranza ; ساعت ٧:٤٩ ‎ب.ظ روز دوشنبه ۱٠ اردیبهشت ،۱۳۸٦

 

راه های محافظت از عشق

   خالق هستی عشق را مایه آرامش تمام مخلوقاتش قرار داده است.عشق تنها یک پیش آمد لحظه ای نیست.عشق را باید تربیت کرد و بعد در مسیر زندگی رهایش کرد،در این صورت خود به خود متعالی تر می شود.با ازدواج می توان نیروی ماورائی عشق را در مسیر درست تربیت کرد.اگر عشق اینقدر زیباست و نیرویی ماورائی در پس چرا در زندگی زوج های امروزی به شدت نبود آن احساس می شود؟برای این سوال پاسخ های زیادی وجود دارد و لی نکته ای است که نباید آن را فراموش کرد.درست است که عشق نیرویی ماورائی دارد که شما با استفاده از آن می توانید به زندگی خود رنگ وبوی تازه ای ببخشید ولی این شما هستید که باید از این نیرو محافظت کنید.بین ارتباط زوجین با عشق یک رابطه مستقیم وجود دارد.زوجین باید از عشق محافظت کنند تا عشق نیز از زندگی آنها محافظت کتد.اگر شما از عشق خود محافظت نکنید روز به روز نیروی ماورائی عشق در زندگی مشترکتان ضعیف تر می شود.شاید شما فکر کنید که محافظت از نیروی عشق کار بسیار سختی باشد و لی اصلاً این طور نیست.عشق تنها به توجه نیاز دارد.با عمل کردن به پیشنهادات زیر می توانید از نیروی عشق محافظت کنید تا عشق نیز از زندگی شما محافظت کند.

دوست داشتن خود را ابراز کنید

   احساس پدیده ای است که باید از طریق رفتار منتقل شود تا قابل لمس باشد.دوست داشتن نیز یک احساس است زن و مرد باید این قدرت را در خود تقویت کنند که بتوانند احساس درونی خود را به زبان آورند.متاسفانه بسیاری از افراد بر این باورند که زن ویا شوهر نباید از احساس واقعی شان مطلع شود تا قدرت سو استفاده از ان را نداشته باشند.آنها در تشبیهی یکدیگر را چون کبوترانی تشنه و گرسنه یا به عبارتی کبوترانی جلد می دانند.آنها این گونه تصور می کننذ که اگر همسرشان از محبتشان سیراب شود محبت او برای همسرشات عادی و تکراری می شود در صورتی که یکی از عوامل اختلاف زوج های جوان نا آگاه بودن از احساس قلبی همسرشان است حال این احساس می تواند زبانی یا عملی باشد.اولین وظیفه زوجین در قبال یکدیگر تولید امنیت عاطفی است.امنیت عاطفی همسر شما وقتی تامین می شود که او احساس کند شما به او نیاز دارید.اگر همسر شما در رابطه زناشویی احساس ناامنی کند حسادت ایجاد می شود.حسادت عاطفی تقاضایی است که تنها با دریافت مهر و محبت بیشتر برطرف می شود.شما باید این احساس را در همسر خود ایجاد کنید که او را در کره زمین بیش از هر کس دیگری دوست دارید و برای رسیدن به خوشبختی به او نیازمندید.

احترام همسرتان را حفظ کنید

   دغدغه ها و مشکلات خصوصی زندگی که تمامی آنها غیر قابل اجتناب هستند را به جمع خانواده و افراد نکشانید.سعی کنید همیشه در جمع چه در حضور همسرتان چه در غیاب او حسن های او را بیان کنید و هیچ گاه از کم و کاستی های او سخنی نرانید چون این حس در همسرتان تقویت می شود که شما قدر نشناسید.ارزش و احترامی که شما برای همسر خود قائل هستید به طور مستقیم بر افکار،گفته ها و اعمال او تاثیر می گذارد.شما با این کار باعث می شوید تا همسرتان  از زندگی لذت بیشتری ببرد و  اعتماد به نفس او به مقدار زیادی افزایش یابد تا بتواند بدون اضطراب با شما و دیگران ارتباط بر قرار کند.احساس با ارزش بودن به معنای قبول شایستگی ها  و لیاقت احترام داشتن برای همسر تلقی می شود،اما در صورت کمبود این احساس به او دست می دهد که لیاقت یک زندگی خوب را ندارد و وضع روحی او هر روز بدتر می شود و نهایتاً وضع زندگی هرگز بهبود نخواهد یافت.برای رسیدن به روابط عاشقانه زوجین نباید از کلمات زننده نسبت به یکدیگر استفاده کنند،زیرا هیچ چیز مانند کلمات بد به صمیمیت در خانواده لطمه نمی زند.در کنار حفظ احترام همسر ،زوجین باید احترام والدین همسر خود را نیز رعایت کنند،چون احترام والدین همسر در حقیقت احترام به خود همسر تلقی می شود و می تواند باعث افزایش مهر و محبت در زندگی گردد.زوجین باید در مقابل دیگران طوری با یکدیگر برخورد کنند که دیگران گمان کنند که آنها در زندگی مشترکشان به وحدت و یگانگی رسیده اند.

به همسرتان اعتماد داشته باشید

   اعتماد یکی از مشکل ساز ترین موارد است.حساسیت بی جا بر روی یک موضوع این حس را ایجاد می کند که همسرم به من اعتماد ندارد و مرا کنترل می کند.سعی کنید همیشه یه همسرتان اعتماد کنید.یکی از موارد شایع اختلاف زمان دیر رسیدن به منزل است،تا همسرتان از راه رسید او را در آماج سوالات تحقیر کننده قرار ندهید.مثلاً زمانی که همسرتان از راه رسیده از او نپرسید کجا بودی؟چرا دیر کردی و از این قبیل سوالات.آرام آرام نگرانی خود را به او منتقل کنید به او بگویید که نگرانش هستید و بعد از کمی صحبتهای عادی از در رفاقت و دوستی نه با تند خویی علت را از او جویا شوید.این احساس را در او بوجود آورید که به او اعتماد دارید و تحت هیچ شرایطی قصد کنترل او را ندارید.

یک مشاور خوب برای همسرتان باشید

   زندگی در زیر یک سقف به معنای تمام شدن دوستی ها و جدی شدن روابط نیست بلکه مکمل روابط قبل از ازدواج است.سعی کنید همسرتان را به عنوان بهترین دوست خود انتخاب کنید،رفتارهایی که با یک دوست دارید را در مواقعی با همسر خود انجام دهید خنده ها،ناراحتی ها و گلایه ها و...را با او با رفتاری دوستانه و نه در لباس یک همسر با او در میان بگذارید.اجازه ندهید همسرتان خلا, نداشتن یک دوست را حس کند،با رفتار و عمل خود به او نشان دهید که شما یک دوست ایده آل برای او هستید.

به نظرات همسرتان احترام بگذارید

   وقتی همسرتان با شما در مورد مساله ای صحبت می کند و نظر خود را اعلام می دارد با بی تفاوتی و به طوری که نشان از آن داشته باشد که شما از قبل تصمیم گرفته اید که به حرفهای او گوش نکنید.همچنین بدون بیان علت با نظر او مخالفت نکنید بلکه برای مخالفت با نظرش اول از پیشنهادش تشکر کنید و بگویید که فکر خوبی است اما علل مخالفت خود را برای او بشمارید تا او قانع شود.سعی کنید در هر شرایطی به رفتار خود فکر کنید.همیشه این مطلب را در نظر داشته باشید رفتاری را که دوست دارید از همسرتان دریافت کنید با انجام آن کارها به او بیاموزید.در دنیای بزرگ ازدواج هیچ کس همه چیز را واقعاً بلد نیست.زندگی یک فرایند رو به رشد است.همسران در ابتدای ازدواج هردو بی تجربه هستند و در مسئولیت پذیری تجربه چندانی ندارند.وقتی که همسر عزیز شما اشتباهی می کند سریعاً در مورد اشتباه او قضاوت نکنید.به این فکر کنید که خودتان هم ممکن است در آینده اشتباهی بکنید.آیا دوست دارید با شما بد برخورد شود؟فکر نکنید که اگر همسر خود را جلوی دیگران ضایع کنید او تصمیم می گیرد که از این به بعد دقت بیشتری کرده و بهتر رفتار کند.شما با این کار چاشنی عشق را از رفتار همسرتان حذف کرده ایدو به جای آن سم ترس را به رفتار همسرتان اضافه کرده اید.او به جای اینکه با عشق با شما رفتار کند با ترس رفتار می کند و همیشه از آن می ترسد  که مبادا شما ناراحت شوید.به این فکر کنید که ممکن است همسر شما یک عمر به خاطر این ترس ها از هرگونه تغییر و تحول مثبت در زندگی خودداری کند.

به همسر خود هدیه بدهید

   هدیه دادن یکی از قدیمی ترین زبانها برای بیان عشق است.مایه تاسف است که انسان ها خود را از چنین هدیه با ارزشی که قیمت چندانی هم ندارد محروم می کنند و گل دادن را تنها محدود به روز تولد یا عیادت از بیمار کرده اند.شما می توانید با هدیه دادن زندگی و محل سکونتتان را سرشار از امواج مهر ومحبت کنید.به ارزان بودن هدیه ای که می خواهید بدهید فکر نکنید،بعضی از اعمال محبت آمیز دارای امواج کوچک ولی خاصی است که بسیار دورتر از امواج هدایای گران قیمت می روند.شما باید اینقدر به کار خوب خود ادامه بدهید تا مهربانی و هدیه دادن بخشی از وجود شما شود.نگران این نباشید که ممکن است دیگر هدایای شما بی ارزش یا تکراری شوند،مطمئن باشید که هیچ وقت این اتفاق نمی افتد.صرفاْ گران ترین هدیه حاکی از بالا تر بودن میزان عشق نیست.مهم این است که شما در هنگام هدیه دادن به فکر همسر خود بوده اید.بزرگترین هدیه ای که می توانید به همسر خود بدهید عشق بی قید و شرط است.عشق بدون قید و شرط نه تنها به فردیت هر کس احترام می گذارد بلکه آنرا پرورش می دهد،حتی اگر جدایی یا از دست دادن همدیگر را به همراه داشته باشد.

  

نویسنده : loranza ; ساعت ٦:٤٤ ‎ب.ظ روز سه‌شنبه ٤ اردیبهشت ،۱۳۸٦

← صفحه بعد